تبليغاتX
عطش

عطش

از تهي سرشار
جويبار لحظه ها جاري ست
چون سبوي تشنه كاندر خواب بيند آب ، واندر آب بيند سنگ
دوستان و دشمنان را مي شناسم من
زندگي را دوست مي دارم
مرگ را دشمن
واي ، اما با كه بايد گفت اين ؟ من دوستي دارم
كه به دشمن خواهم از او التجا بردن
جويبار لحظه ها جاري

             

 

نه چراغ چشم گرگي پير
نه نفسهاي غريب كارواني خسته و گمراه
مانده دشت بيكران خلوت و خاموش
زير باراني كه ساعتهاست مي بارد
در شب ديوانه ي غمگين
كه چو دشت او هم دل افسرده اي دارد
در شب ديوانه ي غمگين
مانده دشت بيكران در زير باران ، آهن ، ساعتهاست
همچنان مي بارد اين ابر سياه ساكت دلگير
نه صداي پاي اسب رهزني تنها
نه صفير باد ولگردي
نه چراغ چشم گرگي پير
لحظه ي ديدار نزديك است
باز من ديوانه ام، مستم
باز مي لرزد، دلم، دستم
باز گويي در جهان ديگري هستم
هاي! نخراشي به غفلت گونه ام را، تيغ
هاي، نپريشي صفاي زلفكم را، دست
و آبرويم را نريزي، دل
اي نخورده مست
لحظه‌ي ديدار نزديك است
 

 

خانه ام آتش گرفته ست ، آتشي جانسوز
هر طرف مي سوزد اين آتش
پرده ها و فرشها را ، تارشان با پود
من به هر سو مي دوم گريان
در لهيب آتش پر دود
وز ميان خنده هايم تلخ
و خروش گريه ام ناشاد
از دورن خسته ي سوزان
مي كنم فرياد ، اي فرياد ! ي فرياد

خانه ام آتش گرفته ست ، آتشي بي رحم
همچنان مي سوزد اين آتش
نقشهايي را كه من بستم به خون دل
بر سر و چشم در و ديوار
در شب رسواي بي ساحل

واي بر من ، سوزد و سوزد
غنچه هايي را كه پروردم به دشواري
در دهان گود گلدانها
روزهاي سخت بيماري
از فراز بامهاشان ، شاد
دشمنانم موذيانه خنده هاي فتحشان بر لب
بر من آتش به جان ناظر
در پناه اين مشبك شب
من به هر سو مي دوم ، گ
گريان ازين بيداد
مي كنم فرياد ، اي فرياد ! اي فرياد

واي بر من، همچنان مي‌سوزد اين آتش
آنچه دارم يادگار و دفتر و ديوان
و آنچه دارد منظر و ايوان

من به دستان پر از تاول
اين طرف را مي كنم خاموش
وز لهيب آن روم از هوش
ز آندگر سو شعله برخيزد، به گردش دود
تا سحرگاهان، كه مي داند كه بود من شود نابود
خفته اند اين مهربان همسايگانم شاد در بستر
صبح از من مانده بر جا مشت خاكستر
واي، آيا هيچ سر بر مي‌كنند از خواب
مهربان همسايگانم از پي امداد ؟

سوزدم اين آتش بيدادگر بنياد
مي‌كنم فرياد ، اي فرياد ! اي فرياد

 

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر، با آن پوستين سرد نمناكش

باغ بي برگي
روز و شب تنهاست
با سكوت پاك غمناكش
ساز او باران، سرودش باد

جامه اش شولاي عرياني ست
ور جز اينش جامه اي بايد
بافته بس شعله ي زر تا پودش باد
گو بريد، يا نرويد، هر چه در هر كجا كه خواهد
يا نمي‌خواهد
باغبان و رهگذاري نيست
باغ نوميدان
چشم در راه بهاري نيست
گر ز چشمش پرتو گرمي نمي تابد
ور به رويش برگ لبخندي نمي رويد
باغ بي برگي كه مي گويد كه زيبا نيست؟

داستان از ميوه هاي سر به گردونساي اينك خفته در تابوت
پست خاك مي گويد
باغ بي‌برگي
خنده اش خوني ست اشك آميز
جاودان بر اسب يال افشان زردش مي چمد در آن
پادشاه فصلها، پاييز

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 11:46 توسط محمد |


بعد از پيروزى انقلاب اسلامى در ايران نشانه هاى اعتقاد به حضرت مهدى منتظر ( ع ) در ميان ملل جهان اسلام وحتى غير اسلامي يعنى پرسش از او وسخن گفتن پيرامون او ومطالعه و تأليف در باره او به اوج خود رسيد .

تا جائيكه اين لطيفه شايع شده كه وزارت اطلاعات آمريكا  پرونده اى از تمام اطلاعات لازم در باره امام مهدى ( ع ) تهيه وتنظيم نموده كه تنها نقص آن تصوير آن حضرت است . وشايد بزرگ ترين رويداد سياسى مربوط به اعتقاد به آن حضرت در اين دوره ، انقلابى باشد كه در آغاز سال 1400 هجرى به رهبرى " محمد عبدالله قرشى " در حرم مكه مكرمه اتفاق افتاد . به گونه اى كه ياران او به حرم مسلط شدند ومعاون وى " جهيمان " از داخل حرم اعلاميه اى پخش نموده و مسلمانان را به بيعت با قرشى دعوت كرد ، به اعتبار اين كه او همان مهدى منتظر است كه پيامبر صلى الله عليه وآله ظهورش را بشارت داده است .
اشغال حرم توسط آنها ومقاومت نيرومندانه آنان چندين روز به طول انجاميد كه حكومت سعودى به پيروزى بر آنان دست نيافت مگر بعد از در خواست گروه ويژه كماندويى از فرانسه !
و هم چنين بزرگترين فعاليت تبليغاتى كه مستقيما مربوط به اعتقاد به ظهور حضرت مهدى ( ع ) توسط دشمنان ما در اين فاصله انجام گرفته ، فيلم " نوسترا داموس " است كه چهار سال قبل بمدت سه ماه متوالى در شبكه هاى تلويزيونى آمريكا به نمايش گذاشته شد . اين فيلم سرگذشت زندگى ستاره شناس و پزشك فرانسوى بنام " ميشيل نوسترا داموس Nostra damus " است كه نزديك به 500 سال قبل مى زيست . وى پيشگويى هاى خود را در باره آينده به رشته تحرير در آورده ، كه مهمترين آنها پيشگويى او در باره ظهور نواده پيامبر صلى الله عليه و آله در مكه مكرمه ، و وحدت بخشيدن به مسلمانان ، و به زير پرچم خود آوردن آنها و پيروزى بر اروپائيان وويران كردن شهر و يا شهرهاى بزرگ سرزمين جديد ( امريكا ) است و بنظر مى رسد " لوبى " صهيونيست واطلاعات آمريكا در ساختن اين فيلم دست داشته باشند  و هدف آنان از تهيه اين فيلم بسيج نمودن ملتهاى آمريكا و اورپا عليه ايران و مسلمانان است ، زيرا آن را خطرى مى پندارند كه غرب وتمدن آن را تهديد مى كند ، بويژه وقتى كه آنچه را برپيشگوئى " نوسترا داموس " اضافه نموده اند مورد توجه قرار دهيم و آن اين كه آمريكا بعد از شكست اورپا به دست حضرت مهدى ( ع ) و نابودى موشكهاى غول پيكر واشنگتن وديگر شهرهاى آن ، جهت رويارويى با آن حضرت به بستن يك پيمان همكارى با روسيه اقدام نموده و سر انجام بروى پيروز مى گردند !
 علاوه بر اين كه در زمينه ارزش علمى كتاب و نويسنده آن جاى بحث وگفتگو است . آن كتاب مجموعه اى از پيش گوئيهايى است كه نويسنده به زبان قديم فرانسه       ( لاتين ) وبا شيوه رمزى و ابهام آميز نوشته است كه قابل تفسير به صورتهاى گوناگون مى باشد.

 بنظر نگارنده ، نويسنده آن كتاب بر پاره اى از منابع اسلامى در مورد حضرت مهدى ( ع ) آگاهى يافته و يا با بعضى از علماى ما ملاقات نموده است . بويژه وى مدتى از عمر خويش را در ايتاليا و جنوب فرانسه وچه بسا در اندلس گذرانده است  .
اما كتاب او با سرعت پس از پيروزى انقلاب منتشر و چاپهاى آن با شرح ها وتفسيرهاى متعدد ، به صدها هزار و حتى گفته اند به ميليونها نسخه رسيد و آنگاه تبديل به فيلم سينمائى شد و در شبكه هاى تلويزيونى فرانسه در معرض ديد ميليونها تماشا گر آمريكائى واورپائى قرار گرفت . مسألة اين نيست كه غربى ها اعتقاد به ظهور مسيح عليه السلام و با اعتقاد به صحت پيشگوئى هاى نوستر داموس ويا ديگر ستاره شناسان دارند .  بلكه بر اين باورند كه خطر خيزش اسلامى وتمدن الهى آن ، تمدن مادى آنان را تهديد نموده ، وسلطه ظالمانه آنها برملتهاى جهان را از ميان بر مى دارد  و از اين رو مى بينيد كه آنها از هر عنصر اطلاعاتى استفاده مى كنند تا زنگهاى خطر را در گوش ملتها به صدا در آورند . و به حركت جديد انقلاب و روند آينده آن در مكه و مصر و سرزمينهاى اسلامى چشم دوخته اند .

 تا اين كه موافقت و پيشتيبانى ملتهاى خود را جهت اجراى تمام نقشه هاى استعمارى خود در حال و آينده ، جهت ضربه زدن به انقلاب اسلامى در اين كشور و يا در ساير كشورها جذب نمايند .  اما اين مسألة از نظر يهوديان ، بالا بردن ترس و هراس غربيها از خطر جنبش اسلامى تا حد توانشان مى باشد ، تا بدين وسيله اين خطر را از خود دور سازند . وبدين جهت به غربيها چنين وانمود مى سازند كه ، تمدن غرب مورد هدف انقلاب اسلامى بوده ، و اسرائيل اولين خط دفاعى غرب بشمار مى رود . بنابر اين دشمنان ما به حساب باور و عقيده خود ناچارند در مورد امام مهدى ( ع ) تبليغات آنچنانى نموده و دست به تهيه فيلم بزنند و از آنجائى كه با موج آگاهى بخش اسلام كه نسبت به رهبر موعود افزايش خواهد يافت روبرو مى شوند ، ناگزيرتر شده ، و در صورت صحت امر ظهور ، وآشكار شدن آن بزرگوار  با او روياروئى نمايند .


 ( جالب اين كه ) آنان بدليل ترس و وحشتى كه در درون خود از آن حضرت دارند زمينه را براى او مهيا مى نمايند ، بگونه اى كه شوق ما را به ديدار نواده پيامبر صلى الله عليه وآله كه در كنار كعبه ظهور مى كند ، بر مى انگيزاند زمانى يك مسلمان امام مهدى عليه السلام را در فيلم نوسترا داموس مى بيند كه چگونه از اتاق عمليات به كمك ژنرالهاى بزرگ خود ( به تعبير فيلم ) صحنه جنگ را اداره كرده و با سردمداران كفر مبارزه مى نمايد ، وبا پرتاب موشكهاى غول پيكر از قلب صحراى حجاز به پايگاههاى كفر واستعمار در آمريكا واورپا كه آنها را درهم مى كوبد ، چقدر سرشار از اميد واشتياق مى گردد .

 اما اين بازتاب ها در مورد اعتقاد به حضرت مهدى منتظر ( ارواحنا فداه ) جز پژواك صدا چيزى نيست ، وصدا وعمل بزرگتر مسألة او همين انقلاب دشمن ستيز اسلامى ايران است كه بنام آن بزرگوار وجهت آماده سازى منطقه وجهان براى ظهور خجسته وى ، بپا شده ، وشراره آن در تمام سرزمينهاى اسلامى شعله ور گرديده است . در ايران ، احساس مى كنى كه حضور حضرت مهدى ( ع ) بيشتر و بزرگتر از همه سران انقلاب وعلماى نهضت است زيرا او رهبر حقيقى انقلاب و حكومت است و همانا امام خمينى رضوان الله تعالى عليه نماينده و نائب او است كه نام آن حضرت را با احترام و قداست فراوان ياد كرده و مى گويد : ارواحنا لتراب مقدمه الفداء ،  ( جان ما فداى خاك پايش باد ) و مى گويد كشور ما كشور امام زمان است و نهايت آرزو واميد ما اين است كه امانت دار او بوده و اين امانت را به صاحب اصلى آن بسپاريم .
نام و ياد امام مهدى  ( ع ) با احترام و قداست تمام در قلب مردم ايران و در شعارها و نام فرزندان و مؤسسات و خيابانها و مراكز تجارى آنان و در دل رزمندگان اسلام كه وجودشان هم چون شمع از شوق ديدار وى ذوب شده و او را در خواب و فرشته گانش را در بيدارى مى بينند جاى دارد و هم آنان هستند كه دوست دارند با جان خود ، در راه قدس به ديدار حضرتش شرفيات شوند . شوق و محبت و قداستى را كه حضرت مهدى ( ع ) ( ارواحنا فداه ) در قلبهاى شيعيان وعموم مسلمانان داراست ، تا كنون هيچ شخصيتى در روى زمين دارا نبوده است و اين علاقه مردمى و توجه به مسأله ظهور آن حضرت رو به افزايش بوده ، تا اين كه خداوند به وعده خويش جامه عمل پوشانده ، وآئين خود را بر تمام اديان پيروز گرداند .


 با آن كه قرآن كريم معجزه جاويد پيامبر اسلام ( ص ) است ودر هر زمان و نسلى تازگى دارد . با اين وصف از جمله معجزه هاى هميشه تازه وى خبرهايى است كه توسط آن حضرت از آينده زندگى انسانها و خط سير اسلام ، تا فرا رسيدن زمان بازگشت اسلام ( موعود ) بيان شده است ، عصرى كه خداوند دين خود را بر تمام اديان ومكاتب جهان بر خلاف خواست مشركان و كافران پيروز مى گرداند و اين عصر ظهور اسلام كه موضوع اين كتاب است همان عصر ظهور حضرت مهدى ( ع ) است و هيچ تفاوتى بين اين دو ، در صدها روايت بشارت دهنده پيامبر صلى الله عليه وآله و رواياتى كه از طريق صحابه و تابعين و نويسندگان صحاح و مجموعه هاى روايتى كه در باره اين دو عصر رسيده وجود ندارد ، با آن كه اختلاف روش داشته اند  و اگر روايات امامان اهل بيت ( ع ) را بر آنها بيفزائيم بيش از يكهزار روايت مى شود ، اگر چه ائمه ( ع ) همواره احاديث خود را به پيامبر صلى الله عليه وآله نسبت نداده اند ، لكن بارها تأكيد فرموده اند كه آنچه بيان نموده اند از پدران پاك و از جد بزرگوارشان پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله مى باشد .

 سيمائى را كه اين روايات از اوضاع جهان در زمان ظهور ترسيم مى كند به ويژه از منطقه ظهور آن حضرت ، مانند : يمن ، حجاز ، ايران ، عراق ، شام ، فلسطين ، مصر ومغرب ( مراكش ) . . سيمائى است كامل .

مكه بسيارى از حوادث بزرگ وكوچك ونامهاى اشخاص واماكن را در بر مى گيرد . كوشيده ام اين روايات را از ميان احاديث فراوان ، استخراج نموده و برگزينم و تا حد ممكن به شكلى واضح و پيوسته و دقيق در دسترس عموم مسلمانان قرار دهم . در اين بخش ، قبل از پرداختن به مشروح آن روايات ، خلاصه اى از آنها را عرضه مى دارم تا سيمائى كلى از عصر ظهور باشد .

 روايات شريفه حاكى از اين است كه انقلاب و حركت ظهور حضرت مهدى ( ارواحنا فداه ) بعد از فراهم شدن مقدمات و آمادگيهاى منطقه اى و جهانى از مكه آغاز مى گردد  و طبق بيان روايات ، در سطح جهانى نبردى سخت بين روميان ( غربيها ) و بين تركان و يا هواداران آنها كه ظاهرا روسها باشند بوجود مى آيد ، تا جائيكه به جنگ جهانى منجر مى گردد . اما در سطح منطقه دو حكومت هوادار حضرت مهدى عليه السلام در ايران و يمن تشكيل خواهد شد  كه ياران ايرانى آن حضرت مدتى قبل از ظهور ، حكومت خويش را تأسيس نموده و درگير جنگى طولانى مى شوند كه سر انجام در آن پيروز مى گردند و اندك زمانى پيش از ظهور آن بزرگوار در بين ايرانيان دو شخصيت ، با عنوان سيد خراسانى ، رهبر سياسى و شعيب بن صالح ، رهبر نظامى ظاهر شده و ايرانيان تحت رهبرى اين دو تن ، نقش مهمى را در حركت ظهور آن حضرت ايفاء خواهند نمود .
اما ياران يمنى وى ، قيام و انقلاب آنان چند ماه پيش از ظهور حضرت بوده و ظاهرا ايشان در سازمان بخشيدن به خلاء سياسى كه در حجاز بوجود مى آيد همكارى مى نمايند . علت بوجود آمدن اين خلاء سياسى حجاز اين است كه شاه نابرخردى از خاندان فلان ! كه آخرين پادشاه حجاز مى باشد كشته شده و برسر جانشينى او اختلاف بوجود مى آيد به گونه اى كه اين اختلاف تا ظهور مهدى ( ع ) ادامه خواهد يافت .
" آنگاه كه مرگ عبدالله فرا رسد ، مردم در جانشينى او نسبت به هيچ كس به توافق نمى رسند واين جريان تا ظهور حضرت صاحب الامر همچنان ادامه مى يابد ، عمر سلطنت هاى چندين ساله بسر آمده ، نوبت پادشاهى چند ماهه و چندين روزه فرا مى رسد . ابو بصير مى گويد : پرسيدم : آيا اين وضع به طول مى انجامد ؟
فرمود : هرگز . " واين درگيرى بعد از كشته شدن اين پادشاه  ( عبدالله ) منجر به كشمكش بين قبيله حجاز مى شود . "

از جمله نشانه هاى ظهور ، حادثه اى است كه بين دو حرم ( مكه ومدينه ) رخ مى دهد . عرض كردم : چه حادثه اى اتفاق مى افتد ؟
فرمود : تعصب قبيله اى ميان دو حرم به وجود آمده و شخصى از فرزندان فلان ! پانزده تن از سران و شخصيتهاى قبيله مخالف و يا از فرزندان مخالفان خود را مى كشد . " در اين هنگام نشانه هاى ظهور حضرت مهدى ( ع ) آشكار شده و شايد بزرگترين نشانه آن ، نداى آسمانى است ، كه به نام او در 23 ماه رمضان شنيده مى شود . " سيف بن عميره گفت : نزد ابو جعفر منصور بودم وى بدون مقدمه گفت : اى سيف بن عميره بدون ترديد ندا كننده اى از آسمان نام مردى از فرزندان ابو طالب را مى خواند.
 گفتم : فدايت شوم اى امير مؤمنان ، اين سخن را روايت مى كنيد ؟ گفت : آرى سوگند به آن كس كه جانم در دست او است آن را با گوش خود شنيدم . گفتم : اى امير مؤمنان ، من تا كنون چنين حديثى از كسى نشنيده ام ! گفت : اى سيف ، اين سخن حق است ، زمانيكه آن امر واقع مى شود ، نخستين كسى كه اجابت نمايد ما هستيم ، مگرنه اين است كه آن ندا ، مردى از عموزادگان ما را مى خواند ؟
گفتم : آيا آن مرد از فزرزندان فاطمه ( س ) است ؟ گفت : آرى اى سيف ، چنانچه اين روايت را از ابو جعفر محمد بن على امام باقر نشنيده بودم ، اگر تمام مردم روى زمين برايم مى گفتند نمى پذيرفتم ، اما او محمد بن على [ امام باقر ( ع ) ] است . "

طبق روايات پس از اين نداى آسمانى ، حضرت مهدى ( ع ) به طور سرى با برخى از ياران و هواداران خود ارتباط بر قرار مى نمايد . در باره آن بزرگوار ، در سراسر گيتى سخن بسيار به ميان آمده ، و نام وى زبانزد همگان گشته ، و محبتش در دلها جاى مى گيرد .
دشمنان وى از ظهور آن حضرت سخت بيمناك شده ، واز اين رو براى دست يافتن به او به تلاش و كوشش مى پردازند .  در ميان مردم شايع مى شود كه آن حضرت در مدينه منوره اقامت گزيده ، وحكومت حجاز يا نيروهاى خارجى جهت كنترل اوضاع داخلى حجاز ، و پايان دادن به كشمكش قبائل با حكومت وقت لشكريان سفيانى را از سوريه به يارى مى طلبند . اين سپاه وارد مدينه گشته و به هر مرد هاشمى كه دست يابند او را دستگير مى كنند . بسيارى از آنان وشيعيان آنها را كشته و بقيه را بزندان مى افكنند . " سفيانى ، دسته از نيروهاى خود را روانه مدينه مى كند و آنها مردى را در آنجا بقتل مى رساند و مهدى و منصور از آنجا مى گريزند ، واز اولاد پيامبر صلى الله عليه و آله كوچك و بزرگ آنان دستگير شده به گونه اى كه هيچ كس نمى ماند جز اين كه دستگير وزندانى مى گردد ، نيروهاى سفيانى در تعقيب آن دو مرد از شهر بيرون مى آيند و حضرت مهدى ( ع ) همانند حضرت موسى عليه السلام ، بيمناك و نگران از آنجا خارج شده و رهسپار مكه مى گردد . " سپس آن حضرت در شهر مكه با بعضى از ياران خود تماس مى گيرد .
 تا اين كه قيام و حركت مقدس خويش را در شب دهم محرم بعد از نماز عشاء از حرم شريف مكى آغاز مى كند آنگاه نخستين سخنرانى خود را براى مردم مكه ايراد مى فرمايد ، كه دشمنان وى سعى در ترور آن حضرت دارند ، اما ياران آن حضرت با در ميان گرفتن آن بزرگوار دشمنان را دور و متفرق ساخته ، و نخست بر مسجد الحرام وسپس بر مكه تسلط مى يابند . و در صبح روز دهم محرم حضرت مهدى عليه السلام پيام خود را به زبانهاى مختلف به تمام جهان ابلاغ مى كند و ملل دنيا را به يارى خويش دعوت كرده ، اعلام مى دارد كه در مكه باقى خواهد ماند ، تا معجزه اى كه جد گرامى اش حضرت مصطفى صلى الله عليه وآله وعده فرموده ، و آن فرو رفتن لشكريان سفيانى بزمين است كه براى درهم شكستن حركت آن حضرت راهى مكه مى شوند ، به وقوع پيوندد .
اما پس از اندك زمانى ، معجزه وعده داده شده در مورد سپاه سفيانى كه در مسير مكه به حركت در آمده اتفاق مى افتد . " چون [ سپاه سفيانى ] به بيابان مدينه مى رسد خداوند آنها را در زمين فرو مى برد ، واين مصداق فرموده خداى بزرگ است كه فرمود : " واگر تو اى پيامبر سختى حال تبهكاران را مشاهده كنى آنگاه كه ترسان و هراسان گشته و هيچ از عذاب آنان فروگذار نشود و از مكانى نزديك گرفتار شوند ".
 "همينكه به بيابان مى رسند به زمين فرو مى روند وكسانى كه پيشاپيش رفته اند باز مى گردند تا ببينند آن قوم چه كردند كه خود نيز به سرنوشت آنان دچار مى شوند و عقب ماندگان نيز از راه رسيده و به آنها مى پيوندند كه جوياى حال آنان شوند ، به همين بلا گرفتار مى شوند . "

آن حضرت پس از اين معجزه فرو رفتن دشمنان در زمين ، با سپاه خود كه متشكل از ده و اندى هزار تن است از مكه رهسپار مدينه مى گردد ، و پس از نبردى با نيروهاى دشمن ، مستقر در آنجا ، مدينه را آزاد ساخته ، آنگاه با آزاد سازى دو حرم مكه و مدينه ، فتح حجاز و تسلط بر منطقه خاتمه مى يابد .
برخى از روايات خاطر نشان مى سازد كه آن حضرت ، پس از پيروزى بر حجاز راهى جنوب ايران مى شود و در آنجا با سپاه ايران و توده هاى مردم آن سامان به رهبرى خراسانى و شعيب بن صالح بر مى خورد آنان با وى بيعت كرده و با همرزمى يكديگر با قواى دشمن در بصره به پيكار مى پردازند كه سر انجام به پيروزى بزرگ و آشكارى دست مى يابند .
سپس امام ( ع ) وارد عراق گرديده و اوضاع داخلى آنجا را پاكسازى مى كند و با درگيرى با بقاياى نيروهاى سفيانى و گروهكهاى متعدد شورشى آنها را شكست داده و به قتل مى رساند . آنگاه عراق را مركز حكومت و كوفه را پايتخت خود قرار مى دهد ، و بدين سان ، يمن ، حجاز ، ايران ، عراق و كشورهاى خليج فارس يكپارچه تحت فرمانروائى آن حضرت در مى آيد .

 روايات ياد آور اين معناست كه نخستين جنگى را كه حضرت مهدى ( ع ) پس از فتح عراق به آن اقدام خواهد نمود جنگ با تركان است : " اول لواء يعقده يبعثه إلى الترك فيهزمهم " نخستين سپاهى كه حضرت مهدى ( ع ) تشكيل مى دهد لشكرى است كه به سوى تركها گسيل داشته و آنها را شكست مى دهد . و ظاهرا مقصود از تركان ، روس ها است كه بعد از جنگ جهانى با روميان يعنى غربيها ضعيف و ناتوان مى شوند و امام ( ع ) پس از تجهيز ، سپاه بزرگ قومش را راهى قدس مى گرداند ، در اين هنگام سفيانى در برابر آن حضرت عقب نشينى مى كند تا اين كه لشكريان حضرت مهدى ( ع ) در " مرج عذراء " نزديك دمشق فرود مى آيند ، و گفتگو و مذاكراتى ميان آن بزرگوار و سفيانى انجام مى پذيرد ، اما موضع سفيانى در مقابل آن حضرت ضعيف است بخصوص كه موج گسترده مردمى به آن حضرت گرايش پيدا مى كنند .
به گونه اى كه روايات نشان مى دهد ، سفيانى مى خواهد قدرت را به او واگذارد ، اما حاميان يهودى و رومى وى و دستيارانش او را سرزنش مى كنند . آنها با بسيج نيروهاى خود با امام ( ع ) وسپاه وى درگير نبردى بزرگ مى شوند ، نبردى كه محورهاى ساحلى آن ، از عكا در فلسطين گرفته تا انطاكيه در تركيه ودر داخل از طبريه (1) تا دمشق وقدس را فرا مى گيرد .
 در اين هنگام خشم الهى برنيروهاى سفيانى و يهودى و رومى فرود آمده و به دست مسلمانان كشته مى شوند ، به گونه اى كه اگر يكى از آنان در پشت صخره اى پنهان شود ، آن صخره بانگ بر آورد : اى مسلمان ، در اينجا فردى يهودى مخفى شده او را هلاك كن . در اين لحظه ظفر و يارى خداوند بر امام مهدى ( ع ) و مسلمانان به ارمغان آمده پيروزمندانه وارد قدس مى گردند .
غربيان مسيحى به طور ناگهانى مواجه با شكست يهوديان ونيروهاى پيشتيبان آنها به دست با كفايت آن حضرت مى شوند ، از اين رو آتش خشم آنان برافروخته شده وعليه امام ( ع ) اعلان جنگ مى دهند . ولى ناگاه حضرت مسيح عليه السلام از آسمان به قدس فرود آمده و با سخنان خويش جهانيان و بويژه مسيحيان را مورد خطاب قرار مى دهد . فرود آمدن حضرت مسيح ( ع ) براى جهان علامت و نشانه اى است كه موجب شادى مسلمانان و ملتهاى مسيحى خواهد گرديد .

به نظر مى رسد كه حضرت مسيح ( ع ) ميان حضرت مهدى ( ع ) وغربى ها و ساطت نموده ، قرار داد صلحى به مدت هفت سال بين دو طرف بسته مى شود . " بين شما و روميان چهار پيمان صلح بر قرار مى شود كه جهارمين آنها به دست مردى از ( خاندان ) هرقل ، انجام مى پذيرد و هفت سال به طول مى انجامد . مردى از عبد القيس به نام " مستور بن غيلان " پرسيد : اى پيامبر خدا پيشواى مردم در آن روز چه كسى خواهد بود ؟ فرمود : مهدى از فرزندانم ، كه مردى چهل ساله بنظر مى رسد ، چهره اش چون ستاره تابان مى درخشد ،بر گونه راست او خالى وجود دارد ، ودر حالى كه دو قباى قطوانى (2) به تن دارد همچنون مردان بنى اسرائيل جلوه مى كند ، وى گنجينه هاى زمين را استخراج نموده و شهرى شرك آلود را آزاد مى سازد . " 

 

آنگونه كه در بعضى روايات آمده غربى ها پس از دو سال پيمان صلح را مى شكنند . شايد انگيزه اين پيمان شكنى ، ترس و وحشتى است كه حضرت مسيح ( ع ) در اثر ايجاد موج همبستگى مردمى در بين ملتهاى آنان بوجود مى آورد . بسيارى از غربيها به آئين اسلام گرويده و حضرت مهدى ( ع ) را مورد حمايت و تأييد خويش قرار مى دهند .

لذا روميان در يك هجوم نا گهانى با نزديك به يك ميليون سرباز به سرزمين شام و فلسطين يورش مى آورند . " آنگاه با شما پيمان شكنى نموده و با ارتشى متشكل از هشتاد لشكر و هر لشكر دوازده هزار سرباز به سوى شما گسيل مى شوند " و نيروهاى اسلام روياروى آنان قرار گرفته و حضرت مسيح موضع خود را هماهنگ با حضرت مهدى ( ع ) اعلام داشته و پشت سر وى در قدس نماز مى گزارد . نبرد با روميان  ( غربيها ) در همان محورهاى نبرد آزادى قدس ، از عكا تا انطاكيه ، و از دمشق تا قدس ومرج دابق (2) روى خواهد داد كه شكستى سخت متوجه روميان و پيروزى بزرگ و آشكارى نصيب مسلمانان مى گردد .
پس از اين كارزار دروازه هاى پيروزى جهت فتح نمودن اروپا وغرب مسيحيت ، به روى آن حضرت گشوده مى شود  و ظاهرا بسيارى از كشورها به وسيله انقلاب ملتهاى خودشان فتح مى گردد ، چرا كه ملتها حكومتهاى خود را كه مخالف حضرت مهدى و مسيح عليهما السلام است سرنگون ساخته و حكومتهاى طرفدار آن حضرت را بر پا مى دارند .

بعد از فتح غرب توسط امام ( ع ) و در آمدن آن تحت فرمانروائى آن حضرت ، واسلام آوردن بيشتر مردم آن سامان ، حضرت مسيح عليه السلام رحلت نموده و حضرت مهدى ( ع ) و مسلمانان بر پيكر او نماز مى گزارند ، و آنطور كه روايات مى گويد ، امام عليه السلام مراسم دفن ونماز خواندن بر بدن وى را آشكارا در حضور مردم انجام مى دهد ، تا همچنون بار اول در باره او سخن ناروا نگويند ، سپس پيكر پاك او را با پارچه اى كه دست بافت مادرش مريم صديقه عليها سلام كفن نموده و در جوار مزار شريف مادرش در قدس به خاك مى سپارد . 

 

 

 

پس از فتح جهان توسط آن حضرت و يكپارچگى تمام دولتهاى جهان به صورت يك حكومت اسلامى ، امام ( ع ) جهت تحقق بخشيدن به اهداف الهى در ابعاد گوناگون و در ميان ملتهاى جهان اقدام مى كند ، وبراى تعالى بخشيدن وشكوفائى زندگى مادى و تحقق توانگرى و رفاه همگان قيام نموده و جهت گسترش فرهنگ و دانش ، و بالا بردن سطح آگاهى دينى و دنيايى مردم مى كوشد .
طبق برخى روايات ، ميزان افزايش دانشى را كه آن حضرت بردانش مردم اضافه مى كند ، به نسبت 25 به 2 است ، يعنى اضافه بر 2 جزء از علم را كه قبلا دارا بوده اند 25 جزء ديگر را بر آن افزوده و به طور كلى دانش بشر 27 جزء خواهد شد . هم چنانكه در زمان آن حضرت پاى ساكنان زمين به سوى ساكنان كرات گشوده مى شود بلكه مرحله گشوده شدن درهاى عالم غيب به روى اين جهان مادى ما آغاز مى گردد ، كه انسانهائى از بهشت به زمين مى آيند كه براى مردم اعجاز آور و خارق العاده خواهد بود و در روزگار آن حضرت و بعد از آن شمارى از پيامبران و امامان عليهم السلام به زمين باز خواهند گشت و تا هر زمان كه اراده حق تعالى باشد فرمانروايى خواهند نمود.
 واين امر از نشانه هاى رستاخيز و مقدمات آن مى باشد . به نظر مى رسد كه جنبش دجال ملعون و فتنه وآشوب او يك حركت انحرافى بهره گيرى از پيشرفت علوم و حالت رفاهى باشد كه در زمان امام ( ع ) جامعه بشرى به آن دست مى يابد ، دجال از روشهاى پيشرفته چشمبندى ، براى فريب جوانان پسر و دختر و زنان كه بيشتر پيروان او را تشكيل مى دهند ، استفاده مى كند .
از اين رو در جهان موجى از فتنه و آشوب بوجود مى آورد كه فريبكارى هاى او را باور مى كنند ، اما حضرت مهدى ( ع ) نيرنگ هاى وى را آشكار ساخته و به زندگى او وهوادارانش خاتمه مى بخشد .
 

*****************


 اين بود دورنمائى كلى از حركت وانقلاب جهانى حضرت مهدى موعود ( ع ) .

 اما روزگارى كه اين حوادث در آن رخ مى دهد ، آشكارترين نشانه ها و رويدادهاى آن از زبان روايات چنين است :
- نخست فتنه اى است كه بر امت اسلامى پيش مى آيد و روايات ، آن را آخرين و سخت ترين فتنه ها توصيف مى كند كه بر آنان وارد شده ، وبا ظهور امام ( ع ) بر طرف مى گردد . نكته قابل اين است كه تمام ويژگيهاى كلى و مشروح اين آشوب با فتنه و سلطه غربى ها و نيز كشورهاى شرقى هم پيمان با آنان در آغاز اين قرن ، تطبيق مى كند چه اين كه اين آشوب سراسر ممالك اسلامى و تمام خانواده آنان را در بر مى گيرد . " خانه اى وجود ندارد مگر اين كه آن فتنه داخل آن شده و هيچ مسلمانى نمى ماند مگر اين كه مورد آسيب آن واقع مى شود . "
ملت هاى كافر بر كشورهاى مسلمانان هجوم مى آورند ، آنگونه كه گرسنگان آزمند بر سفره چرب و رنگين حمله مى كنند . " به هنگام فتنه و آشوب ، گروهى از غرب و گروهى از شرق آمده و بر امت من حكمرانى كنند . " اين فتنه از سرزمين شام ، سرزمينى كه دشمنان ما سلطه گرى استعمارى سياه خويش را از آنجا آغاز نموده ، و آن را كانون پرتوافكن تمدن من نامند شروع مى شود در نتيجه آشوبى به پا مى شود كه در زبان روايات به " فتنه فلسطين " از آن ياد شده ، آشوبى كه كشور شام در اثر آن ، هم چون آب درون مشك به هم مى خورد . " چون فتنه فلسطين بر پا شود منطقه شام دچار آشفتگى و نابسامانى گردد ، مانند بهم خوردن آب در مشك ، وآنگاه كه زمان پايانش فرا رسد پايان يافته و اندكى از شما پشيمان مى شويد . "

روايات ، نسل ها وفرزندان مسلمانان را بدين گونه توصيف مى كند : كه آنان با فرهنگ اين فتنه و آشوب نشو ونما مى كنند به گونه اى كه از ديگر فرهنگ ها بى اطلاع مى مانند  و فرمانروايان ستمگرى كه با احكام كفر و هوا و هوس بر مسلمانان حكمرانى نموده و آنان را با بدترين وضعى شكنجه مى دهند . احاديث شريف ، به وجود آورندگان اين آشوب را روميان ( غربيها ) وتركان كه ظاهرا مراد از آنان ( روسها ) باشند ، نام برده ، و آنگاه كه حوادث بزرگى در سال ظهور حضرت مهدى ( ع ) رخ مى دهد ، آنان نيروهاى خود را در رمله فلسطين و در انطاكيه در ساحل تركيه سوريه و در جزيره ، واقع در مرزهاى سوريه عراق تركيه ، مستقر مى سازند . " زمانيكه روم ترك       (روسيه و غرب ) عليه شما شورش و با يكديگر نيز مخالفت و كشمكش مى نمايند و جنگ و درگيرى ها در جهان رو به افزايش مى رود ، هواداران تركان ، جهت استقرار در جزيره و خوارج روم به انگيزه فرود آمدن در رمله به حركت در مى آيند "

هم چنين در روايات آمده كه آغاز ظهور آن بزرگوار از ايران خواهد بود . " نقطه آغاز ظهور او از سوى مشرق است و چون آن هنگام فرا رسد ، سفيانى خروج مى كند . " يعنى ، آغاز مقدمات وزمينه ظهور آن حضرت بدست طرفداران سلمان فارسى ، ياران درفش هاى سياه انجام پذيرفته و نهضت آنان به دست مردى از قم به وجود مى آيد"
 مردى از قم قيام نموده و مردم را به حق دعوت مى نمايد . گروهى كه گرد او جمع مى شوند ، دلهاشان چون پاره هاى آهن محكم واستوار است و آنچنان نستوه اند كه از تندبادها و طوفانهاى كارزار نمى هراسند ، و از نبرد خسته و افسرده نشده و وحشتى به دل راه نمى دهد ، و همواره توكل و اتكاء آنها به خدواند است و فرجام نيكو از آن تقوا پيشگان خواهد بود . "

آنان پس از بپاخاستن و به وچود آوردن انقلابشان از دشمنان خود ( ابرقدرتها ) مى خواهند كه آنها را به حال خود رها نموده و در امور آنها دخالت نكنند ، اما آنان بر اين امر اصرار دارند . " حق را مى جويند ، به آنان سپرده نمى شود ، بار ديگر خواستار آن مى شوند ديگر بار نيز سپرده نمى گردد ، با مشاهده اين وضع سلاح بر دوش گرفته ، و به مبارزه ادامه مى دهند تا خواسته آنها را عملى مى نمايند ولى اين بار اينان نمى پذيرند ، تا اين كه قيام نموده و پرچم نهضت را به دست صاحب شما يعنى حضرت مهدى ( ع ) مى سپارند ، و كشته هاى آنان شهيدان راه حق هستند " و به گفته روايات آنها سر انجام در جنگ طولانى خود پيروز گشته و دو شخصيتى که وعده داده شده در ميان آنان ظاهر مى شوند . كه يكى خراسانى بعنوان فقيه ومرجع ، يا رهبر سياسى ، وديگرى شعيب بن صالح كه جوانى گندم گون ، باريش كم پشت از اهالى رى ، مى باشد به عنوان فرمانده نظامى مى باشد . با سپردن اين دو شخصيت پرچم اسلام را به حضرت مهدى ( ع ) ، با نيروهاى خود در نهضت آن حضرت شركت مى نمايند ، وشعيب بن صالح به سمت فرماندهى كل قواى حضرت مهدى ( ع ) نائل مى گردد .

 هم چنين روايات از حركتى ياد مى كند كه در سوريه توسط " عثمان سفيانى " كه از هواداران روميان وهم پيمان با يهود است بر پا شده و وى سوريه واردن را يك پارچه در قلمرو حكومت خويش در مى آورد . " خروج سفيانى امرى حتمى است كه از آغاز تا انجام آن پانزده ماه به طول مى انجامد . شش ماه آن را به جنگ و كشتار پرداخته و با به تصرف در آوردن پنچ منطقه ، نه ماه كامل بر آن مناطق فرمانروائى مى كند . "

طبق گفته روايات آن مناطق پنجگانه علاوه بر سوريه و اردن ، احتمالا لبنان را نيز در بر مى گيرد . اين وحدت ناميمونى است كه توسط سفيانى در كشور شام به وجود مى آيد ، زيرا كه هدف آن ايجاد يك خط دفاعى ( عربى ) از اسرائيل ، و پايگاهى براى روياروئى با ايرانيان و زمينه سازان حكومت حضرت مهدى ( ع ) مى باشد . از اين رو سفيانى اقدام به اشغال و تصرف عراق نموده و نيروهاى وى وارد عراق مى گردند . " او تعداد يكصد وسى هزار نيرو را به كوفه اعزام مى نمايد و آنها در محلى بنام " روحاء " و " فاروق " فرود مى آيند ، آنگاه شصت هزار تن از آنان روانه كوفه شده و در محل مقبره حضرت هود ( ع ) در نخيله منزل مى كنند ، و گويا من سفيانى ( و يا همراه و يار او ) را مى بينم كه در كوفه و در زمينهاى پهناور و سرسبز شما رحل اقامت افكنده و منادى او بانگ بر مى آورد كه هر فردى سر شيعه على را بياورد هزار درهم به او داده مى شود ، در اين هنگام است كه همسايه به همسايه اش حمله ور شده و مى گويد اين شخص از زمره آنان است . "

آنگاه سفيانى را به پركردن خلا سياسى كه در حجاز بوجود آمد وادار مى نمايند و براى مبارزه و نابودى حكومت حضرت مهدى ( ع ) كه زبانزد مردم بوده و انتظار آغاز آن را از مكه دارند ، حكومت سفيانى را تقويت مى نمايند . از اين رو سفيانى سپاه خود را به حجاز گسيل داشته و نيروهايش با ورود به شهر مدينه در آنجا دست به فساد زده و سپس آهنگ مكه مى نمايند ، جائى كه حضرت مهدى ( ع ) نهضت خويش را از آن مكان آغاز نموده است . پس از آن معجزه اى كه پيامبر صلى الله عليه وآله در مورد سپاه سفيانى قبل از رسيدن به مكه وعده داده است ، يعنى فرو رفتن به زمين ، رخ خواهد داد . " پناهنده اى به خانه پناه مى برد ، آنگاه سپاهى به سوى او فرستاده مى شود ، همين كه به بيابان مدينه مى رسند در زمين فرو مى روند . " پس از آن سفيانى بعد از شكست از ايرانيان و يمنى ها در عراق ، و شكستى كه در حجاز به دست حضرت مهدى ( ع ) به واسطه معجزه فرو رفتن در زمين نصيب او مى گردد ، عقب نشينى مى كند و جهت روياروئى با پيشروى امام ( ع ) كه با سپاه خويش راهى دمشق و قدس مى باشد ، به جمع آورى وبازسازى نيروهاى خود در داخل كشور شام مى پردازد . روايات اين نبرد را حماسه اى بزرگ دانسته كه از عكا تا صور و انطاكيه در ساحل دريا ، و در داخل منطقه ، از دمشق تا طبريه و قدس امتداد مى يابد . در اين گيرودار خشم خداوند بر سفيانى و همدستان يهودى و رومى ( غربى ) وى فرود آمده و پس از شكستى سخت و كوبنده ، سفيانى به اسارت در آمده و كشته مى شود ، آنگاه حضرت مهدى ( ع ) به همراهى مسلمانان وارد قدس مى گردد . هم چنانكه روايات نهضت ديگرى را كه زمينه ساز حكومت آن حضرت بوده و در يمن پديد مى آيد ، ياد نموده و رهبر آن نهضت " يمنى " را ستوده و يارى نمودن وى را بر مسلمانها واجب مى شمارد .
" در بين پرچمها هيچ پرچمى از درفش يمنى هدايت كننده تر نيست پس از خروج يمنى فروش سلاح به مردم حرام است و چون خروج كند به يارى او بشتاب زيرا كه درفش او درفش هدايت است . جايز نيست هيچ مسلمانى از آن سرپيچى نمايد كه اگر چنين كند اهل آتش خواهد بود ، چرا ده يمنى مردم را به حق و راه راست فرا مى خواند . "
چنانكه روايات ، از ورود نيروهاى يمنى به عراق جهت يارى ايرانيان در برابر نيروهاى سفيانى خبر مى دهد و ظاهرا وى وسپاهيانش در يارى نمودن حضرت مهدى ( ع ) حجاز نقش مهمى را ايفاء مى كنند . هم چنين از نهضت مردى مصرى قبل از خروج يمانى و سفيانى سخن به ميان آورده و جنبشى ديگر را به فرمانده ارتش مصر ، وحركتى را به قبطيان اطراف مصر نسبت مى دهد . آنگاه ورود نيروهاى غربى يا مغربى را به مصر ، و به دنبال آن خروج سفيانى را در كشور شام خاطر نشان مى سازد . و نيز از روايات چنين بر مى آيد كه حضرت مهدى ( ع ) براى مصر موقعيت تبليغى خاصى در سطح جهان قرار مى دهد و آنجا را به عنوان منبر سخنرانى خويش انتخاب مى فرمايد و سپس كيفيت ورود آن حضرت و يارانشان را به مصر بيان مى نمايد : " آنگاه آنان ( مهدى ( ع ) ويارانشان ) وارد مصر شده و حضرت برفراز منبر آن قرار مى گيرد و با مردم سخن مى گويد . زمين بر اثر عدل و داد ، رونق و نشاط تازه اى به خود گرفته ، و آسمان باران رحمت خود را فرو مى بارد ، درختان بارور شده و زمين گياهان خود را مى روياند و زينت بخش ساكنان خود مى گردد ، حيوانات وحشى به گونه اى در آرامش و امنيت بسر مى برند كه همچنون حيوانات اهلى مى توانند در همه جا آسوده بچرند . دانش در دل مؤمنان آن چنان جاى گزين مى شود كه هيچ مؤمنى از لحاظ علمى به برادر دينى اش نياز پيدا نمى كند . آن روز ، مصداق اين آيه شريفه " يغنى الله كلا من سعته " [ خداوند همگان را از غناى بى كران خويش توانگر مى سازد ] آشكار مى گردد . "

اما در مورد كشور اسلامى مغرب ، بنا به گفته روايات ، نيروهاى از آنجا وارد سرزمين شام وچه بسا مصر گرديده ، و برخى از آنها داخل عراق مى شوند  و مأموريتهاى آنان همچنون مأموريت نيروهاى بازدارنده عرب ويا بين المللى است كه به نفع اسلام و مسلمانان نخواهد بود . اين نيروها در شام با نيروهاى ايرانى و زمينه سازان دولت حضرت مهدى ( ع ) رويارو شده و با يكديگر به زد و خورد مى پردازند . پس از آن به سوى اردن عقب نشينى نموده ، و باقيمانده آنها بعد از خروج سفيانى عقب نشسته و يا به او مى پيوندند . و سپس به كمك دولت مصر كه با قيام مردم خود روبرو شده ، و يا به يارى نيروهاى غربى كه اندكى قبل از خروج و حركت سفيانى در شام وارد سرزمين مصر شده اند  مى شتابند .

روايت مربوط به عصر وزمان ظهور حضرت ( ع ) خاطر نشان مى سازد كه يهوديان در آخر الزمان در روى زمين ايجاد فساد و فتنه نموده و گرفتار تكبر ورزى و خود بزرگ بينى مى گردند . آنگونه كه خداوند در قرآن آنان را وصف نموده ، اين خوى برترى جوئى به دست پرچمدارانى كه از خراسان خروج مى نمايند نابود مى گردد . " چرا كه هيچ چيز نمى تواند آنان را از تصميم خود برگرداند تا آن كه درفش هاى خود را در قدس به اهتزاز در آورند . " و ايرانيان قومى هستند كه به زودى خداوند متعال آنان را عليه يهوديان برخواهد انگيخت . " ما بندگان نيرومندى از خود را عليه شما بر مى شورانيم " روايات ، هلاكت موعود يهوديان را كه در يك و هله ويا چندين وهله پيش از ظهور حضرت ( ع ) و بعد از آن اتفاق مى افتد ، مشخص ننموده ، اما آخرين مرحله آن را وصف مى نمايد كه به دست تواناى حضرت مهدى ( ع ) و سپاهان وى كه بيشتر آنها ايرانى هستند به هلاكت مى رسند  و اين رويداد به صورت كارزارى بزرگ است كه در آن عثمان سفيانى حاکم سرزمين شام در كنار يهوديان و روميها و در خط مقدم دفاعى آنان قرار دارد .
بنا به نقل روايات ، امام مهدى ( ع ) نسخه هاى اصلى تورات را از درون غارى در انطاكيه و كوهى در فلسطين و از درياچه طبريه بيرون آورده و با استناد به آن يهوديان را محكوم نموده و نشانه و علامتها و معجزات را براى آنان آشكار مى سازد . برخى از يهوديان كه بعد از نبرد آزادى قدس جان سالم بدر برده اند تسليم آن بزرگوار شده وكسانى كه تسليم نمى شوند از كشورهاى عربى اخراج مى گردند .

 آنطور كه از روايات استفاده مى شود ، اندكى قبل از ظهور حضرت ، جنگى جهانى بين روميان و تركان يعنى غربيها و روسيه رخ مى دهد كه سبب آغاز آن از ناحيه مشرق است و از پاره اى ديگر از روايات چنين برمى آيد كه جنگ مزبور به صورت جنگهاى منطقه اى خواهد بود . " در سال ظهور آن حضرت  ( ع ) جنگهاى زيادى در روى زمين به وقوع مى پيوندند كه خسارتهاى آن متوجه آمريكا و اروپا مى گردد . " " آتش جنگ در مغرب زمين همچنون شعله ور شدن آتش در هيزم بسيار برافروخته مى گردد ، بين مردم شرق و غرب و حتى مسلمانان ايجاد اختلاف مى شود ، و مردم در اثر هراس و وحشتى كه دارند با رنج وگرفتارى سختى روبرو خواهند شد " هم چنين روايات خبر مى دهد كه زيانهاى جانى و تلفات اين جنگ بعلاوه بيمارى طاعون كه پيش از جنگ و پس از آن شيوع پيدا مى كند ، به دو سوم ساكنان زمين مى رسد ، و اين خسارتها به مسلمانان وارد نمى گردد مگر به صورت غير مستقيم . " اين حادثه رخ نمى دهد مگر اين كه دو سوم مردم جهان از بين مى روند ، پرسيديم : وقتى دو سوم مردم از بين بروند چه كسى باقى خواهد ماند ؟ فرمود : آيا شما نمى خواهيد جزء يك سوم باقى مانده باشيد ؟ "

پاره اى از روايات ، اشاره دارد به اين كه اين نبرد در چند مرحله انجام مى پذيرد ، و آخرين مرحله آن بعد از ظهور حضرت مهدى ( ع ) و آزاد سازى حجاز توسط آن بزرگوار وورود او به عراق خواهد بود .

............................................................

(1) شهر طبريه ودرياچه معروف آن در فلسطين قرار دارد . (2) قطوان نام منطقه اى در كوفه.

(2) نام منطقه اى در فلسطين اشغالى .

+ نوشته شده در دوشنبه ششم مهر 1388 11:51 توسط محمد |


دكتر علي شريعتي در سال 1312 در روستاي مزينان از حوالي شهرستان سبزوار متولد شد.

اجداد او همه از عالمان دين بوده اند…. پدر پدر بزرگ علي، ملاقربانعلي، معروف به آخوند حكيم،

مردي فيلسوف و فقيه بود كه در مدارس قديم بخارا و مشهد و سبزوار تحصيل كرده و از شاگردان برگزيده

حكيم اسرار (حاج ملاهادي سبزواري) محسوب مي شد. پدرش استاد محمد تقي شريعتي (

موسس كانون حقايق اسلامي كه هدف آن «تجديد حيات اسلام و مسلمين» بود) و

مادرش زهرا اميني زني روستايي متواضع و حساس بود.

علي حساسيتهاي لطيف انساني و اقتدار روحي و صلاحيت

عقيده اش را از مادرش به وديعه گرفته بود. علي به سال 1319 در سن هفت سالگي در

دبستان ابن يمين، ثبت نام مي كند، اما به دليل بحراني شدن اوضاع كشور ـ تبعيد رضا شاه و اشغال كشور

توسط متفقين ـ خانواده اش را به ده مي فرستد و پس از برقراري آرامش نسبي در مشهد علي و

خانواده اش به مشهد باز مي گردند. پس از اتمام تحصيلات مقدماتي در 16 سالگي سيكل اول دبيرستان

(كلاس نهم نظام قديم) را به پايان رساند و وارد دانشسراي مقدماتي شد. در سال 31، اولين بازداشت

علي كه در واقع نخستين رويارويي مستقيم وي با حكومت و طرفداري همه جانبه او از حكومت

ملي بود، واقع شد. در همين زمان يعني 1331 وي كه در سال آخر دانشسرا بود به پيشنهاد پدرش

شروع به ترجمه كتاب ابوذر (نوشته عبدالحميد جوده السحار) مي كند. در اواسط سال 1331

تحصيلات علي در دانشسرا تمام شد و پس از مدتي شروع به تدريس در مدرسه كاتب پور احمدآباد كرد. و

همزمان به فعاليتهاي سياسيش ادامه داد. كتاب «مكتب واسطه» نيز در همين دوره نوشته

شده است. در سال 1334 پس از تاسيس دانشكده علوم و ادبيات انساني مشهد وارد آن دانشكده شد. در دانشكده

مسئول انجمن ادبي دانشجويان بود در همين سالهاست كه آثاري از اخوان ثالث مانند

كتاب ارغنون (1330) و كتاب زمستان (1335) و آخر شاهنامه (1328) به چاپ رسيد و

او را سخت تحت تاثير قرار داد. در اين زمان فعاليتهاي سياسي ـ اجتماعي شريعتي در نهضت (جمعيتي كه

پس از كودتاي 28 مرداد توسط جمعي از مليون خراسان ايجاد شده كه علي شريعتي يكي از اعضا آن جمعيت بود).

آشنايي او با خانم پوران شريعت رضوي در دانشكده ادبيات منجر به ازدواج آن دو

در سال 1337 مي گردد. و پس از چند ماه زندگي مشترك به علت موافقت با بورسيه تحصيلي او در اوايل خرداد

ماه 1338 براي ادامه تحصيل راهي فرانسه مي شود. در طول دوران نحصيل در

اروپا علاوه بر نهضت آزاديبخش الجزاير با ديگر نهضتهاي ملي افريقا و آسيا، آشنايي پيدا كرد

و به دنبال افشاي شهادت پاتريس لومومبا در 1961 تظاهرات وسيعي از سوي سياهپوستان در مقابل

سفارت بلژيك در پاريس سازمان يافته بود كه منجر به حمله پليس و دستگيري عده زيادي از جمله

دكتر علي شريعتي شد. دولت فرانسه كه با بررسي وضع سياسي او، تصميم به اخراج وي گرفت اما

با حمايت قاضي سوسياليست دادگاه، مجبور مي شود اجراي حكم را

معوق گذارد. وي در سال 1963 با درجه دكتري يونيورسيته

فارغ التحصيل شد و پس از مدتی او به همراه خانواده و سه فرزندش

به ايران بازگشت و در مرز بازرگان توسط مأموران ساواك دستگير شد.

پس از بازگشت از اروپا

پس از پنج سال تحصيل و آموختن و فعاليت سياسي، در اروپا، بازگشت به فضاي راكد و بسته جامعه ايران

و آن هم تدريس در دبيرستان بسيار رنج آور بود، سال بعد (وي) پس ازقبولي در امتحان

به عنوان كارشناس كتب درسي به تهران منتقل مي شود و با آقايان برقعی و باهنر و دكتر بهشتي كه از

مسئولين بررسي كتب ديني بودند، همكاري مي كند. ترجمه کتاب «سلمان پاك» اثر پروفسور

لوئي ماسينيون حاصل تلاش او در اين دوره است. از سال 1345 او به استاديار رشته تاريخ در

دانشكده مشهد استخدام مي شود. موضوعات اساسی تدرس او را مي توان به چند بخش تقسيم كرد:

تاريخ ايران، تاريخ و تمدن اسلامي و تاريخ تمدنهاي غير اسلامي. از همان آغاز روش تدريس، برخوردش با

مقررات متداول در دانشكده و رفتارش با دانشجويان، او را از ديگر استادان متمايز مي

كرد. چاپ كتاب اسلام شناسي و موفقيت درسهاي دكتر علي شريعتي در دانشكده مشهد

و ايراد سخنرانيهاي او در حسينيه ارشاد در تهران

موجب شد كه دانشكده هاي ديگر ايران از او تقاضاي

سخنراني كنند اين سخنرانيها از نيمه دوم سال 1347 آغاز شد. مجموعه اين فعاليتها مسئولين دانشگاه را بر آن داشت

كه ارتباط او با دانشجويان را قطع كنند و به كلاسهاي وي كه در واقع به جلسات

سياسي ـ فرهنگي بيشتر شباهت داشت، خاتمه دهند. در پي اين كشمكشها و دستور شفاهي ساواك به دانشگاه مشهد

كلاسهاي درس او، از مهرماه 1350، رسماً تعطيل شد. از اواخر آبان ماه 51

بخاطر سخنراني هاي ضد رژيم، زندگي مخفي وي آغاز شد

و پس از چند ماه زندگي مخفي درمهرماه سال 1352 خود را به ساواك

معرفي كرد كه تا 18 ماه او را در سلول انفرادي زنداني كردند؛ كه

نهايتاً در اواخر اسفند ماه سال 53 او از زندان آزاد مي شود و بدين ترتيب مهمترين فصل

زندگي اجتماعي و سياسي وي خاتمه مي يابد. در اين دوران كه مجبور به خانه نشيني بود؛ فرصت يافت تا به

فرزندانش توجه بيشتري كند. در سال 55، با فرستادن پسرش (احسان) به خارج از كشور فرصت يافت

تا مقدمات برنامه هجرت خود را فراهم كند. دكتر شريعتي نهايتا در روز 26 ارديبهشت سال

1356 از ايران، به مقصد بلژيك هجرت كرد و پس از اقامتي سه روزه در بروكسل عازم انگلستان

شد و در منزل يكي از بستگان نزديك همسر خود اقامت گزيد و پس از گذشت يك ماه در 29

خرداد همان سال به نحو مشكوك درگذشت و با مشورت استاد محمد تقي شريعتي و كمك دوستان و ياران او

از جمله شهيد دكتر چمران و امام موسي صدر در جوار حرم مطهر حضرت زينب (س)

در سوريه به خاك سپرده شد

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388 12:23 توسط محمد |


حسین (ع) بیشتر از آب تشنه لبیک بود

افسوس که بجای افکارش زخمهای تنش را نشانمان دادند

و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند

دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388 12:9 توسط محمد |


رنج تلخ است ولي وقتي آن را به تنهايي مي کشيم

 تا دوست را به ياري نخوانيم،

براي او کاري مي کنيم و اين خود دل را شکيبا مي کند

طعم توفيق را مي چشاند

و چه تلخ است لذت را "تنها" بردن

و چه زشت است زيبايي ها را تنها ديدن

و چه بدبختي آزاردهنده اي ست "تنها" خوشبخت بودن

در بهشت تنها بودن سخت تر از کوير است

در بهار هر نسيمي که خود را بر چهره ات مي زند

 ياد "تنهايي" را در سرت زنده ميكند

"تنها" خوشبخت بودن خوشبختي اي رنج آور و نيمه تمام است

" تنها" بودن ، بودني به نيمه است

و من براي نخستين بار در هستي ام رنج "تنهايي" را احساس کردم


دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388 12:8 توسط محمد |


آنقدر دوستت دارم

که هر چه بخواهی همان را بخواهم

اگر بروی شادم

اگر بمانی شادتر

تو را شاد تر می خواهم

با من یا بی من

بی من اما

شادتر اگر باشی

کمی

- فقط کمی -

ناشادم

  و این همان عشق است

عشق همین تفاوت است

همین تفاوت که به مویی بسته است

و چه بهتر که به موی تو بسته باشد

خواستن تو تنها يک مرز دارد

و آن نخواستن توست

و فقط يک مرز ديگر

و آن آزادي توست

تو را آزاد مي خواهم

عبدا... صمدیان

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388 11:46 توسط محمد |


شكسپير ميگه: خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد!

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388 11:42 توسط محمد |



به سه چیز تکیه نکن

غرور، دروغ و عشق

آدم با غرور می تازد

با دروغ می بازد

 و با عشق می میرد

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388 11:41 توسط محمد |


تو هرچه می خواهی باش ، اما ... آدم باش !!!

چقدر نشنیدن ها و نشناختن ها و نفهمیدن ها است كه به این مردم،

 آسایش و خوشبختی بخشیده است !!!

مگر نمی دانی بزرگ ترین دشمن آدمی فهم اوست؟

 پس تا می توانی خر باش تا خوش باشی.

امروز گرسنگی فكر ، از گرسنگی نان فاجعه انگیزتر است .
برای خوشبخت بودن ، به هیچ چیز نیاز نیست جز به نفهمیدن !

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388 11:40 توسط محمد |


پدرمومن من ... مادر مقدس من ... نماز تو یک ورزش تکراری است بدون هیچ اثر اخلاقی و اصلاح عملی و حتی نتیجه بهداشتی ! که صبح و ظهر و شب انجام می دهی اما نه معانی الفاظ و ارکانش را می دانی و نه فلسفه حقیقی و هدف اساسی اش را می فهمی. تمام نتیجه کار تو و آثار نماز تو این است که پشت تو قوز درآورد و پیشانی صافت پینه بست و فرق من بی نماز با تو نمازگزار فقط این است که من این دو علامت تقوی را ندارم!

تو می گویی: نماز خواندن با خدا سخن گفتن است. تصورش را بکن کسی با مخاطبی مشغول حرف زدن باشد اما خودش نفهمد که دارد چه می گوید؟ فقط تمام کوشش اش این باشد که با دقت و وسواس مضجکی الفاظ و حروف را از مخارج اصلی اش صادر کند. اگر هنگام حرف زدن "ص" را "س" تلفظ کند حرف زدنش غلط می شود اما اگر اصلا نفهمد چه حرفهایی می زند و به مخاطبش چه می گوید غلط نمی شود!

اگر کسی روزی پنج بار و هر بار چند بار با مقدمات و تشریفات دقیق و حساس پیش شما بیاید و با حالتی ملتمسانه و عاجزانه و اصرار و زاری چیزی را از شما بخواهد و ببینید که با وسواس عجیبی و خواهش همیشگی خود را تلفظ می کند اما خودش نمی فهمد که چه درخواستی از شما دارد چه حالتی به شما دست می دهد؟ شما به او چه می دهید؟ و وقتی متوجه شدید که این کار برایش یک عادت شده و یا بعنوان وظیفه یا ترس از شما هم انجام می دهد دیگر چه می کنید؟ گوشتان را پنبه نمی کنید؟

اگر خدا از آدم خیلی بی شعور و بلکه آدمی که مایه مخصوص ضد شعور دارد بدش بیاید همان رکعت اول اولین نمازش با یک لگد پشت به قبله از درگاه خود بیرونش می اندازد و پرتش می کند توی بدترین جاهای جهان سوم تا در چنگ استعمار همچون چهارپایان زبان بسته ی نجیب بار بکشد و خار هم نخورد و شکر خدا کند و در آرزوی بهشت آخرت در دوزخ دنیا زندگی کند و در لهیب آتش و ذلت و جهل و فقر خود ابولهب باشد و زنش حماله الحطب!!!

و اگر خدا ترحم کند رهایش می کند تا همچون خر خراس تمام عمر بر عادت خویش در دوار سرسام آور بلاهت دور زند و دور زند و دور زند...... و در غروب یک عمر حرکت و طی طریق در این" مذهب دوری" به همان نقطه ای رسد که صبح آغاز کرده بود. با چشم بسته تا نبیند که چه می کند و با پوز بسته تا نخورد از آنچه می سازد! و این است بنده مومن آنچه عفت و تقوی می گویند.

کجایی پدر مومن من... مادر مقدس من... وای بر شما نمازگزارانی که سخت غافلید و از نماز نیز. در خیالتان  خدای آسمان را نماز می برید و در عمل بت های قرن را. خداوندان زمین را... 

بت هایی را که دیگر مجسمه های ساده و گنگ و عاجز عصر ابراهیم و سرزمین محمد نیستند...

 

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388 11:38 توسط محمد |


می دانم خسته ایی همانند پرستوهای نغمه خوان که بعد

از مصائب با بالهای خسته در کنجی نشسته تا همانند سالهای

گذشته در لانه ایی فرسوده با قلبی مالامال از عشق پی امیدی.

بهار را با تمام زیبایی هایش با خاطراتت زیبا تر سازی.

خستگی هایت را که در چشمانت تلالو می کند را به من بده

و آرام سر برروی شانه ام بگذار تا شاید مرحمی باشم بر  تمام

خستگی هایت ...

بهترینم با تمام وجودم دوستت دارم و عاشقانه می پرستمت...

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم مرداد 1388 13:24 توسط محمد |


تو برایم گرمایی گرمتر از صداقت داری و تو برایم عشقی تو گرم و زیبا هستی و تو شهد ماندگاری را در وجودت جاودانه داری تو غروری غروری خالصانه تر از تواضع ومن امروز برایت دلتنگم و من برایت امروز مشتاقم و تو امروز برایم آرزو هستی . دلتنگم دلم برای دیدنت پر می کشد و نگاهم تو را می جوید من امروز: همه جا بوی تو را می جویم و من امروز برایت دلتنگم دلتنگم

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم مرداد 1388 13:21 توسط محمد |


خدایا کفر میگویم

پریشانم......

پریشانم...

چه می خواهی تو از جانم

نمی دانم

نمیدانم................

مرا بی آنکه خودخواهم

اسیر زندگی کردی

تو مسئولی خداوندا                           به این آغازوپایانم..........

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 15:8 توسط محمد |


    سلام بچه ها من مدیر این وبلاگم.

یه خواهش کوچولو داشتم ازتون و اون اینه که اگه میشه لطف کنین یه سری به پست رمان عطش بزنید.از لطفتون ممنون میشم.

بای

+ نوشته شده در سه شنبه دهم دی 1387 18:0 توسط محمد |


سلام به بچه های گل کتابخو نه ی ابن شهر آشوب ساروی.ما رو از نظرات کار سازتون محروم نکنید....

منتظر نظرات شما دوستان هستم......

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی 1387 17:24 توسط محمد |


+ نوشته شده در یکشنبه یکم دی 1387 17:12 توسط محمد |


 

+ نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387 13:34 توسط محمد |


واقعا ازت ممنونم.تو اولین نفری بودی که یه انتقاد درست و حسابی از نوشته هام کردی.ولی خیلی تند بود.از این به بعد سعی کن یه خورده مهربون تر انتقاد کنی. در ضمن من هجده ساله ام وخیلی بچه نیستم ولی این داستان رو ۴سال پیش نوشتم.ولی با این حال از لطفت ممنونم.بازم نظر بده.بای.

+ نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1387 18:32 توسط محمد |


برای خوندن داستان سه قطره خون صادق هدایت به ادامه مطلب برید...
ادامه مطلب

+ نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1387 18:59 توسط محمد |


روزی به خانه یکی از رفقا رفت و عسل آوردند نان که تمام شد عسل را خالی میخورد رفیقش دستش را گرفت و گفت عسل خالی خوردن قلب را میسوزاند ملا گفت دل تو را می سوزاند نه قلب مرا.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 13:54 توسط محمد |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

نا شناخته ها
عشق من...
نوکیا برای کاربران فارسی زبان سایت فارسی ایجاد کرد!!!
بزرگترین وبلاگ تخصصی موبایل۱امکان دانلود آسان و رایگان)
اگه آیدی میخواین بیاین اینجا!!!
ش مث شیرین
عاشق تنها
دخترا وپسرای خوب اگه دوست میخواین کلیک کنین
دانلود آهنگ+نرم افزار+کلیپ و...
دختر ننه دریا
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

88/07/22 - 88/07/30

88/07/01 - 88/07/07
88/05/01 - 88/05/07
87/12/22 - 87/12/30
87/10/08 - 87/10/14
87/10/01 - 87/10/07
87/09/22 - 87/09/30
87/04/22 - 87/04/31
87/03/01 - 87/03/07
87/02/22 - 87/02/31
87/02/08 - 87/02/14
87/02/01 - 87/02/07
87/01/22 - 87/01/31
87/01/05 - 87/01/21
87/01/08 - 87/01/14
87/01/01 - 87/01/07


آرشیو موضوعی

میزگرد شعرا
ملانصرالدین
اس ام اس
رمان عطش
اطلاعات عمومی
تنادل لینک
داستانهای معاصر



Sariah

[wWw.SARIAH.blogfa.com],Free MUSIC code in Sariah
free code in Sariah